دخیل عشـ♥ـق

دخیل عشـ♥ـق

تا خانه ی دل ساخته شد در حرمش
با "عین" و "شین" و "قاف" آراستمش

***

لایمکن الفرار از عشـ♥ـق

۱۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

عند فناء الصبر یأتی الفرج...

این المضطر الذی یجاب اذا دَعی؟...

اللّهم عجّل لولیک الفرج...

سلام من به مدینه ، به غربت صادق(ع)
سلام من به بقیع و به تربت صادق(ع)
سلام من به مدینه ، به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار مطهر صادق(ع)
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به تو ای ماه فاطمی بقیع
سلام من به تو ای یاس هاشمی بقیع

شهادت امام جعفر صادق


فرض کن حضرت مهدی(عج)به تو مهمان گردد…

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت…داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟ با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟ می توان گفت تو را شیعه ی اثنی عشری؟


نمـــــــاز

بسم رب...

بزرگواری در وبلاگشون نوشته بودن:

"باور کنید نمازهایمان شده است برای رفع تکلیف

تا فقط بگوییم: خواندیمش..."

بنده هم یاد فیلمی از حضرت آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) افتادم...

 بدون هیچ قضاوتی دعوتتون میکنم به شنیدن صدای روح بخش این بزرگوار...

التماس دعا...



دریافت فایل


غزه گشته است کنون معرکه آتش و خون...

 

شده خونین دل و جانم ز غم خیلِ بشر          بشری ملتهب و مضطرب و خسته جگر 

باورم نیست که ما آدمیانیم همه          آدمی را نبُوَد عاطفه و روح مگر؟

   بشنویم این همه اخبار ولی غم نخوریم           همچو آن بی‌خبری کش نرسیده است خبر

      گر بپوشد همه عالم سیه از این نِقَمات          بس عجب نیست، که فرض است به ابناء بشر

     به درختان کهن‌سال و درخت زیتون         خشک گشته است دگر این همه زیتون و ثمر

 بانگ و فریاد برآرید از این غم، همگی          بانگ و فریاد که غزه است کنون زیر و زبر

   گویمت چند خبر زین همه آلام بشر          گویمت شرح فلسطین: شده اکنون مضطر

مادری ضجّه‌کُنان از غم و از داغ عزیز          پدری مویه‌کُنان در غمِ دلبند پسر          

پدری روح فگار از غم و از داغ شهید          مادری گریه‌کُنان، موی‌کَنان، خاک به سر

  غزه گشته است کنون معرکه آتش و خون         کودکان بینم افسرده و با دیدۀ تر               

  جسد طفل سه ساله، جسد کودک خرد         که ندانم زِ چه رو مرده است آید به نظر     

      گوییا قرنِ معاصر شده قرن کشتار         و فسانه است "دموکراسی" چون "حق بشر"

   زن و کودک ز چه رو کشته و مجروح شوند؟          آخر آنها که ندارند سلاحی در بر                 

 داغ فرزند جگرسوز است می‌دانم من         چه کشیده است جوان داده نالان، مادر 

تلّی از خاک شده خانه و کاشانه‌ی‌شان         زیر آوار صدایی کندم خون به جگر        

      ناله ی طفل حزین است صدا گوش کنید:   " ساعدوا معشر فِتیان و قولوا أین مَفَّر؟"        

این صدایی است که عالم همگی بشنیدند        غیر اعراب که هستند همه گویی کر            

 اردن و مصر و امارات و بحرین و عمان         یمن و اهل کویت و عربستان و قطر         

  پادشاهان عرب شیخ نشینان عرب         علما و فضلا و زعمای "ازهر"            

ای سران عربی ای تنتان بی سر باد         دست بیعت همه دادید به این غارت‌گر  

مهر ننگ است به پیشانی پرچین شما         تا قیامت، و شمایید یقین، اهل سقر        

این چه روز است و چه شور است و چه غوغا و عزاست؟  مرگ بر دولت غاصب، متخاصم، کافر

ای دوصد لعنت و نفرین به شما قوم لعین         نی دوصد لعنت و نفرین که بسی افزون‌تر     

تو "امین" گرچه بسی غصه خوری لیک بدان         هیچ گه روی نبیند ز ظفر، دولت شر             

  شک نداریم همه، عاقبت از فضلِ خدای         ببرد حق و حقیقت سَبَقِ نصر وظفر    

غزه   

پ.ن: شعر از سید محمد امین باطنی...  

خاطره ای از فرمانده تیپ شهید حبیب الله کریمی در مورد شهید کابلی:

حاج حبیب در نوروز سال 1366 خانواده را به اهواز که محل سکونت خود دعوت نمود که در اولین شب استقرار به مادر خود ملتمسانه گفت: ترا بخدا اینقدر برای سلامتی من نذر و نیاز نکن تا من به آرزوی خود که شهادت است، برسم. زیرا من خوابی دیده ام که باید برای شهادت از شما اجازه بگیرم. مادرشان پرسیدند که چه خوابی دیده اید و ایشان گفتند: در صحرایی که دوستانم از جمله شهید حاج حسین کابلی و دیگر شهدا به زیارت امام حسین (ع) می رفتند و صدای اذان از کربلا می آمد رفتند ولی من با آنها نرفتم و در خواب گفته اند که من باید از مادرم اجازه بگیرم. حالا مادر اجازه میدهی که من هم بروم؟... 



پ.ن:

شادی روح شهیدان صلوات...

ای شـهادتــــــــــــ! دلم به دست تو اسیره...بی کـــربلا داره میمیره...منو ببر که خیلی دیره...

راهی م کن که چشم خیس من به راهه...اگرچه روی من سیاهه...کی گفته آرزو گناهه...


...خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟

غروب جمعه

85 روز تا محرم...

پ.ن :( شعر زیبا از "استاد سیدحمیدرضا برقعی"...

متن کامل این شعر زیبارو در ادامه مطلب گذاشتم اما صوتش ان شاءالله در محرم

امام رضا(ع)

عیدتون مبارک...!

چه می شود که یار من به عهد خود وفا کند

و این دل شکسته را دوباره باصفا کند

گذشت ماه روزه و در انتظارم ای خدا

که دل نماز عید را به مهدی(عج) اقتدا کند...

طاعات قبول...

عیدتون مبارک...

حجاب



ای حجّت ذات حیّ قیوم، بیا

ای شاد زتو خاطر مغموم، بیا

مظلوم اسیر چنگ ظالم، تاکی؟

ای دشمن ظلم و یار مظلوم! بیا...

 

العجل العجل یامولا یاصاحب الزمان

قدس

گر که می خواهی  شوی از شر اسرائیل خلاص

یــاعـــــلی(ع) گو در اذان، در پادگان های حماس...

مقاومت یعنی...


امروز پدری ترکش خورد

و یتیمی افطاری خون دل...

و مادری روزه اش را موشک شکست...

قدس

این روزها، نمازهای یومیه ی مسلمانان غزه پنجگانه نیست!

ششگانه است:

صبح

ظهر

عصر

مغرب

عشا

"میت"!!!...