دخیل عشـ♥ـق

دخیل عشـ♥ـق

تا خانه ی دل ساخته شد در حرمش
با "عین" و "شین" و "قاف" آراستمش

***

لایمکن الفرار از عشـ♥ـق

۴ مطلب با موضوع «شهــید حسین کابلی» ثبت شده است

بعد از مدت ها سرگرمی و آشفتگی باکلی حرف و راز برگشتم...

تازه میفهمم "من آشفته ی درگیر" که استاد نوشتن درباره منم صدق میکنه!

اما حالا ماه مبارک حالم رو خیلی خوب کرده...ان شاالله توفیق استفاده از این ماه رو داشته باشیم

بعد از مدت ها وارد مرکز مدیریت بلاگ عزیز شدم چند نظر به طور ویژه توجه م رو جلب کرد؛ ممنون از عزیزانی که همیشه جویای احوال حقیرند

 

اما حین خوندن یکی از کامنت ها بغض م ترکید و همین باعث شد این پست رو بزارم...حرفی که هیچ وقت نزدم اما الان حس میکنم که ای کاش زودتر از این میگفتم:

مدت‌ها بود دنبال کسی بودم که ازعزیزی برام بگه... دوست داشتم خاطرات اون عزیز رو کتاب کنم...عزیزی که هیچ وقت ندیدمش

انقدر تصمیم م جدی بود که حتی در جلسات داستان شهرستان ادب هم شرکت کردم.

از خیلی ها کمک خواستم اما فقط یک نفر بهم قول داد که من رو ببره پیش دوستِ اون عزیز... از اون وقتی که این قول رو گرفتم دقیقن یک سال گذشته... و من هنوز منتظرم

این عزیزی که ازشون حرف زدم شهیدی هستن که این زندگی و همه ی حال های خوبم رو مدیون ایشون هستم: شهید حاج حسین کابلی

این شهید بزرگوار دایی م هستن اما متاسفانه خانواده شون هیچ اطلاعی از فعالیت های ایشون در جنگ ندارند...

خیلی میترسم !  نسلی که دفاع مقدس رو درک کرده الان خیلی کم شدند...اگه ما الان از این فرصت استفاده نکنیم یک روز پشیمان میشیم...اما اگه روزی پیشمون شدیم که دیگه دیر شده باشه و اون نسل ترکمون کرده باشند چی؟؟؟

روز 25 م خرداد ماه همین سال 94 یک بزرگواری به نام محمد کامنت گذاشتن و جمله ای نوشتند که گویا شهید کابلی رو میشناختند... من از این بزرگوار و همه‌ی شما بزرگواران تقاضا میکنم اگه شهید کابلی رو میشناسین یا کسی رو میشناسین که از این بزرگوار اطلاعت و خاطره داره یا به هر نحوی میتونه کمکمون کنه خواهشمندم بهم بگین

اجرتون با سیدالشهدا و شهدا

 

مشخصات این شهید بزرگوار :

 

شهید حسین کابلی

سردار رشید سپاه اسلام

فرمانده عملیات تیپ63 خاتم الانبیا

فرزند محمد

متولد سال 1343

تاریخ شهادت:  29/10/1365

محل شهادت:  عملیات کربلای5 شلمچه

 

باتشکر از همکاری شما عزیزان

اجرکم عندالله



خدایا به عشق و به سوزِ / غم مادران شهیدان

به صبر و به اشک و به آهِ / دل همسران شهیدان

که یک دم مگیر از دل ما / ره مهر و رسم وفا را

مبادا کسی بشکند آه / دل پاک آلاله ها را

که خون شهیدان / به ما آبرو داد

که یاد شهیدان / به دل رنگ و بو داد


شادی روح شهیدان صلوات...

خاطره ای از فرمانده تیپ شهید حبیب الله کریمی در مورد شهید کابلی:

حاج حبیب در نوروز سال 1366 خانواده را به اهواز که محل سکونت خود دعوت نمود که در اولین شب استقرار به مادر خود ملتمسانه گفت: ترا بخدا اینقدر برای سلامتی من نذر و نیاز نکن تا من به آرزوی خود که شهادت است، برسم. زیرا من خوابی دیده ام که باید برای شهادت از شما اجازه بگیرم. مادرشان پرسیدند که چه خوابی دیده اید و ایشان گفتند: در صحرایی که دوستانم از جمله شهید حاج حسین کابلی و دیگر شهدا به زیارت امام حسین (ع) می رفتند و صدای اذان از کربلا می آمد رفتند ولی من با آنها نرفتم و در خواب گفته اند که من باید از مادرم اجازه بگیرم. حالا مادر اجازه میدهی که من هم بروم؟... 



پ.ن:

شادی روح شهیدان صلوات...

ای شـهادتــــــــــــ! دلم به دست تو اسیره...بی کـــربلا داره میمیره...منو ببر که خیلی دیره...

راهی م کن که چشم خیس من به راهه...اگرچه روی من سیاهه...کی گفته آرزو گناهه...


بسم رب

اللهم ارزقنی توفیق شهادة فی سبیلک

پروردگارا توفیق شهادت در راه خودت نسیب من بگردان

آخرین برگ از دفتریادداشت های شخصی شهید حسین کابلی

خادم الشهدا

 شادی روح شهیدان صلوات